چگونه اسیر سیاست های سیمانی می شویم؟ موردکاوی: گزینش عقیدتی-سیاسی
چگونه اسیر سیاست های سیمانی می شویم؟ موردکاوی: گزینش عقیدتی-سیاسی
«گزینش عقیدتی-سیاسی» محور مشترک خاطرات نسلهای اخیر ایران است. این سیاست -که دههها پابرجا مانده- چگونه به موقعیت یک سیاست سیمانی رسیده و تغییر آن ظاهراً ناممکن شده است؟ به دو علت؛ نخست: مقاومسازی در بدو تأسیس، دوم: تأسیس تشکیلات مستقل بر محور این سیاست.سیاست گزینش، با از سر گذراندن یک مخالفت جدی و البته تغییر هدف، در تابستان ۱۳۶۰ احیا شد. پس از بیست ماه اجرای پاکسازی، مجلس در تابستان ۱۳۵۹ به استمرار آن نه گفت. در روزهایی که سیاست پاکسازی عمیقاً به حضیض افتاده و تنها مفرش اصرار نخست وزیر وقت به اجرای آن بود، ماجراهای عزل رئیس جمهوری و پس از آن ترورهای تابستان ۱۳۶۰ روی میدهد. این اتفاقات در آن زمان، حول محور خیانت نفوذیها روایت میشدند. پس «پاکسازی نیروهای نامناسب» و «گزینش نیروهای مناسب» اهمیت خود را، این بار به عنوان سیاستی بر ضد بحران، دوباره مطرح کرد. احیای پس از ضعف و از آن مهمتر احیا در واکنش به بحرانیترین شرائط حکمرانی (عزل رئیس جمهوری، ترور رئیس دیوان عالی کشور، ترور بخش زیادی از نمایندگان مجلس، ترور نخست وزیر و رئیس جمهوری) کالبد این سیاست را نسبت به تغییر مقاوم ساخت و در نهان ذهن سیاستمداران این نشست که بدون گزینش، دوباره بحرانی به آن شدت را تجربه خواهیم کرد. این راز اول است.راز دوم، تأسیس یک تشکیلات مستقل برای پیادهسازی سیاست و درست بر محور همان سیاست بوده است. سازمان قوه مجریه یک حوزهبندی منظم برای پیادهسازی سیاستهای گوناگون دارد. به عنوان مثال، وزارت امور اقتصادی و دارایی، برای طراحی و پیادهسازی سیاستهای گوناگون اقتصادی طراحی شده است. برای تمشیت سیاستهای گوناگون استخدامی نیز، سازمان امور اداری و استخدامی وجود داشته و دارد. با این حال از ابتدای دهه ۱۳۶۰، هیئتهای گزینش به یک سازمان مستقل در گستره جغرافیایی کشور و در سطح همه دستگاههای عمومی تبدیل شدند که حتی خود را در نقطهای بالاتر از رئیس جمهوری و نخست وزیری تعریف میکردند. تأسیس یک سازمان برای یک سیاست خاص و بر محور یک سیاست خاص، یعنی تأسیس یک حزب دولتی برای بقای آن سیاست. چنین سازمانی، اینرسی قابل توجهی در مقابل اتخاذ سیاستهای رقیب بروز میدهد و بر خلاف سایر سازمانهای مجریه، سازمانی گشوده نسبت به سیاستهای گوناگون نیست. سازمان گزینش کشور، به مدد نفوذ گستردهای که از طریق نیروگزینی و ایفای نقش در ارتقای نیروهای اداری یافته بود، در مقاطع حساس قانونگذارانه به صورت یک حزب برای منافع خودش- یعنی بقا به صورت یک سازمان مستقل- لابیهای گستردهای انجام داد.سیمانی شدن سیاست گزینش به ما میآموزد که سیاست بلندمدت را در اوج بحران تدوین نکنیم؛ اگر چنین کردیم، دست کم برای آن دیوانسالاری مستقل تأسیس نکنیم؛ والّا هیچگاه از چنگ آن رها نخواهیم شد.
محمّد منصوری بروجنی
خبرنگار :
مدیر سیستم
نظرات
0 نظر برای این مطلب وجود دارد
آخرین بروزرسانی:
1404/02/24 11:38
نظر دهید