اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملّی و امنیّت ملّی
اندیشکده حکمرانی و سیاستگذاری دانشگاه اصفهان
  • تاریخ انتشار : 1405/05/21 - 12:01
  • تعداد بازدید : 44
  • زمان مطالعه : 4 دقیقه
توسط اندیشکده حکمرانی و سیاست‌گذاری دانشگاه اصفهان منتشر شد

گزارش سیاسی جنگ و هویت ملی: جنگ و روایتگری جنگ چگونه بر تکوین هویت ملی اثر می‌گذارد؟

1

تاریخ هر جامعه، بستر شکل‌گیری، قوام‌یابی، تحول و گاه تضعیف مؤلفه‌های هویتی آن است؛ بستری که در آن مجموعه‌ای از رخدادهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و تاریخی، در شکل‌دهی به برداشت یک جامعه از «خود» و نسبت آن با دیگری نقش ایفا می‌کنند. در میان این رخدادها، جنگ از مهم‌ترین پدیده‌هایی است که می‌تواند در فرآیند هویت‌سازی یک جامعه نقشی تعیین‌کننده داشته باشد؛ چراکه جنگ صرفاً یک مواجهه نظامی و امنیتی نیست، بلکه تجربه‌ای جمعی است که می‌تواند حافظه تاریخی، سرمایه اجتماعی، ارزش‌های مشترک و تلقی جامعه از مفاهیمی همچون وطن، مقاومت، ایثار و همبستگی را تحت تأثیر قرار دهد.

با این حال، آثار هویتی جنگ صرفاً به خود واقعه جنگ محدود نمی‌شود. آنچه یک جامعه از جنگ به یاد می‌آورد و نسلی که پس از جنگ درباره آن می‌آموزد، تا حد زیادی حاصل روایت‌هایی است که از این تجربه تاریخی تولید، بازتولید و منتقل می‌شوند. از این منظر، مواجهه هر جامعه با جنگ را می‌توان در دو ساحت مکمل بررسی کرد: نخست، ساحت فنی و سخت‌افزاری که به ابعاد نظامی، دفاعی و عملیاتی جنگ مربوط می‌شود و دوم، ساحت فرهنگی و نرم‌افزاری که دربرگیرنده نحوه معنا دادن به جنگ، ثبت حافظه آن، بازنمایی تجربه‌های انسانی و انتقال این تجربه به نسل‌های بعد است.

گزارش حاضر با تمرکز بر ساحت دوم، به بررسی جایگاه جنگ در روند شکل‌گیری و بازتولید هویت جامعه ایرانی و نقش روایت‌گری جنگ در این فرآیند می‌پردازد. مسئله محوری آن است که چگونه یک واقعه تاریخی از طریق روایت، از سطح یک تجربه نظامی فراتر رفته و به بخشی از حافظه و هویت جمعی تبدیل می‌شود؛ و در مقابل، چگونه روایت‌های ناقص، کلیشه‌ای یا ناکارآمد می‌توانند به فاصله گرفتن نسل‌های جدید از این تجربه تاریخی منجر شوند.

در این چارچوب، یکی از پرسش‌های اساسی آن است که آیا روایت جنگ می‌تواند در شکل‌دهی به ادراک جامعه از جنگ، حتی از خود واقعه جنگ اثرگذارتر باشد؟ تجربه تاریخی جوامع مختلف نشان می‌دهد که جنگ‌ها پس از پایان عملیات نظامی همچنان در قالب ادبیات، سینما، هنر، خاطرات، رسانه‌ها و نظام آموزشی به حیات خود ادامه می‌دهند. بنابراین، بخش مهمی از ماندگاری یا فراموشی یک تجربه جنگی، به کیفیت روایت آن و توانایی روایت‌گران در تبدیل یک تجربه تاریخی به معنایی قابل فهم و قابل انتقال برای نسل‌های بعد وابسته است.

در جامعه ایرانی نیز جنگ، به‌ویژه تجربه دفاع مقدس، صرفاً یک دوره تاریخی یا مجموعه‌ای از عملیات‌های نظامی نیست؛ بلکه در پیوند با مفاهیمی همچون هویت ملی، تعلق سرزمینی، ایثار، مقاومت و انسجام اجتماعی قابل مطالعه است. از همین رو، بازخوانی روایت جنگ و بررسی نسبت آن با هویت ایرانی، صرفاً مسئله‌ای مربوط به حوزه فرهنگ و ادبیات نیست، بلکه می‌تواند در فهم فرآیندهای اجتماعی و فرهنگی جامعه امروز ایران نیز اهمیت داشته باشد.

در عین حال، ظهور رسانه‌های اجتماعی، ساختار روایت‌گری جنگ را با تحولات جدی مواجه کرده است. در فضای رسانه‌ای جدید، روایت دیگر صرفاً از سوی نهادهای رسمی، نویسندگان، هنرمندان یا رسانه‌های حرفه‌ای تولید و توزیع نمی‌شود؛ بلکه مخاطب خود می‌تواند به روایت‌گر تبدیل شود و روایت‌های متعدد، متکثر و گاه متعارض از یک واقعه تاریخی را تولید و بازنشر کند. این تحول، از یک سو فرصت تازه‌ای برای بازگشت تجربه‌های تاریخی به فضای عمومی و گفت‌وگوی میان‌نسلی فراهم کرده و از سوی دیگر، خطر تقلیل، کلیشه‌ای شدن، تحریف یا مصرف‌شدن روایت جنگ در منطق سریع و کوتاه‌مدت شبکه‌های اجتماعی را افزایش داده است.

از این منظر، مسئله مهم نه صرفاً «روایت کردن جنگ»، بلکه چگونگی روایت کردن جنگ است؛ روایتی که بتواند میان حفظ اصالت و پیچیدگی تجربه تاریخی از یک سو و الزامات ارتباطی و رسانه‌ای نسل جدید از سوی دیگر تعادل برقرار کند. پرسش این است که چگونه می‌توان در فضای رسانه‌های اجتماعی، روایت جنگ را از سطح بازنمایی شعاری و تکرار کلیشه‌ها فراتر برد و آن را به روایتی انسانی، دقیق، فرهیخته و در عین حال کارآمد و اثرگذار تبدیل کرد.

گزارش حاضر در همین راستا، سه پرسش محوری را دنبال می‌کند:

  1. جایگاه جنگ در روند شکل‌گیری و تحول هویت جامعه ایرانی چگونه قابل تحلیل است؟
  2. با ذکر نمونه‌های عینی، چرا و چگونه روایت جنگ می‌تواند در برخی موارد از خود واقعه جنگ اثرگذارتر باشد؟
  3. در عصر رسانه‌های اجتماعی، چگونه می‌توان در روایت‌گری جنگ، عناصر فرهیختگی، اصالت و کارآمدی را حفظ کرد و از آسیب‌هایی همچون کلیشه‌سازی، تقلیل‌گرایی و تحریف مصون نگه داشت؟

پاسخ به این پرسش‌ها می‌تواند زمینه‌ای برای بازاندیشی در شیوه مواجهه فرهنگی و رسانه‌ای با جنگ فراهم کند؛ مواجهه‌ای که در آن، روایت‌گری نه صرفاً ابزاری برای بازگویی گذشته، بلکه سازوکاری برای فهم تجربه تاریخی، انتقال آن به نسل‌های جدید و بررسی نقش آن در شکل‌دهی به هویت جمعی جامعه ایرانی تلقی می‌شود.

گزارش را می‌توانید اینجا مطالعه کنید.

کلمات کلیدی
مدیر سایت
خبرنگار :

مدیر سایت

نظرات

0 نظر برای این مطلب وجود دارد

نظر دهید

آخرین بروزرسانی: 1405/05/21 12:01
تنظیمات قالب